غبار فراموشی بر سر صنایع دستی و کارگاهی جنوب کشور
صنایع دستی و کارگاهی در شهرستان میناب بعنوان قطب صنایع دستی کشور نیازمند احیاء و توجه ویژه مسئولان است. …

به گزارش میناب جنوب، صنایع دستی یکی از کهن ترین فعالیت های بشری است که بازتاب ذوق و سلیقه و سنن، آداب و رسوم و اعتقادات هر منطقه بوده و از پیشینیان به ما رسیده است. یکی از ویژگی های شاخص استان هرمزگان وجود انواع صنایع دستی است که قدمتی چند هزار ساله دارند و قبل از عصر فلز و ماشین در شهر میناب و بعضی از شهرهای آن رواج داشته است.

هرمزگان از جمله استان هایی است که از نظر صنایع دستی امکانات بالقوه ی فراوانی دارد. صنایع دستی یکی از نشانه های دیرینگی تمدن در میان مردمان آن سرزمین است. صنایع دستی در هر منطقه ای نشان می دهد که حتی قبل از عصر فلز در آنجا حیات و جنب و جوش وجود داشته است.

کهن ترین شهر استان هرمزگان، « میناب » نیز از این قاعده مجزا نیست. این شهر از کانون های صنایع دستی منطقه به شمار می رود.

حصیربافی از رایج ترین و معمول ترین صنایع دستی و تولیدات سنتی شهرستان میناب است. علاوه بر این، روستاییان میناب در زمینه ی صنایع دستی از نوع البسه و پوشاک نیز فعال بوده اند.

در این راستا می توان به روستای « کلیبی » میناب اشاره نمود که یکی از مراکز مهم پارچه بافی منطقه در دوران گذشته بوده و اکنون مرکز ساخت چادرشب ( کیس ) است. روستاهای « جوزان » و « سرریگان » آن نیز، محل تولید « لنگ » و « گروگ » است. تولیدات این مناطق علاوه بر رفع نیازهای، به کشورهای حوزه ی خلیج فارس و حتی هندوستان نیز صادر می شده است.

شهرستان میناب تا پنجاه سال قبل به واسطه داشتن بیش از یکصد کارگاه پارچه بافی خانگی بعنوان مرکز پارچه بافی حوزه خلیج فارس و دریای عمان شهرت جهانی به خود پیدا کرده بود.

شهرستانی که مردمانش به بافتن انواع چادر و عبا و لنگ و…از پشم شتر یا نخ مشغول بودند اکنون در پس گذشت سالیان متوالی جز یک دستگاه پارچه باقی هم باقی نمانده است.

حاج ابراهیم آذرطوس یکی از آخرین بازماندگان این صنعت ارزشمند از روستای گروگ بخش بخش اعظمی از پارچه های شهرستان میناب را تامین می کرد اینک چشم از جهان فروبسته است.

لنگ پارچه ای مستطیل شکل و نخی با چهارخانه های بزرگ و به رنگ های متفاوت است. این پوشاک، شلواری است مردانه که در گذشته طبقات پایین اجتماع و کارگران بیشتر از این شلوار استفاده می کردند.

مردم بومی این منطقه برای نگه داشتن آن به دور کمر از نخی به نام « نشپول » استفاده می کردند. امروزه از این شلوار توسط پیرمردان و آن هم به ندرت در برخی از روستاهای هرمزگان استفاده می شود.

به بیانی دیگر، لنگ » پارچه ای است که مردان به دور خود می پیچند، اندازه ی آن دو متر است و انتهای آن ریشه دارد و بعضی از آن ها نیز بدون ریشه تهیه می شوند. این نوع طرفداران بیشتری داشته اند.

خلیل اسلامی یکی از بافندگان قدیمی روستای حنایی از توابع شهرستان میناب در گفتگو با میناب جنوب گفت: پدرم یکی از بافندگان پارچه های نخی در روستای حنایی شهرستان میناب بود که با بافتن لُنگ های رنگی که امروزه بعنوان دستار یا دستمال مورد استفاده قرار می گیرد ،امرار معاش می کردیم.

وی افزود: ما در یک خانواده ۹ نفره زندگی می کردیم که همگی در بافتن لُنگ های رنگی به پدرم کمک می کردیم و با پای پیاده برای فروش محصولات بافتنی مسافت های زیادی را تا پنجشنبه بازار میناب می آمدیم و از راه فروش و گاهی معامله با محصولات دیگر مایحتاج یک هفته خانواده را تامین می کردیم.

به گفته اسلامی دستگاه های پارچه بافی در روستاهای میناب اغلب به شکل قدیمی و چوبی بود و با سر و صدایی که هنگام بافتن پارچه از خود تولید می کرد فهمیده می شد که در روستای حنایی همسایه ها هم همزمان شروع به بافتن لُنگ های پارچه ای کرده اند.

اسلامی که در آن زمان با سن ۱۰ سالگی در ساختن لُنگ های رنگی مهارت خاصی داشت اکنون بعنوان یکی از افراد کهنسال با وجود سن ۶۵ سالگی هنوز هم شیوه و روش بافت پارچه های رنگی در ذهن دارد و از فراموشی این هنر قدیمی مردم میناب غبطه میخورد.

وی افزود: مردم روستاهایی کلیبی حنایی وگروگ بعنوان تامین کنندگان اصلی پارچه و تورهای دست بافت میناب بشمار می آمدند ولی متاسفانه به دلیل عدم حمایت مسئولین واستقبال جوانان امروزه این صنعت به فراموشی سپرده شده است.

این شهروند مینابی خاطر نشان کرد: پدرم بعنوان استادکار با مهارت خاصی که در بافتن لنگ های توری و رنگی داشت روزی ۴۰ لُنگ از کارگاه خانگی تولید می کرد و سرمایه خوبی از همین راه برای تامین مخارج زندگی ما فراهم می شد.

وی گفت: سی سال پیش صنعت چادرشب بافی که به « جولاقی » نیز معروف است یکی از رشته های پررونق و پردرآمد مردم میناب بود، مواد اولیه ی کارگاه های تولید پوشاک در هرمزگان را، زنان روستایی از پنبه می ریسیدند و با پوست درختان محلی آن ها را رنگرزی می کردند. به عنوان مثال از پوست درخت « کهور » و « کرت » برای تهیه ی رنگ قهوه ای، از ریشه ی درخت زیتون برای رنگ زرد و از پوست درخت « کنار » نیز برای بعضی از رنگ ها استفاده می نمودند.

به گفته این مرد صنعتگر مینابی، روستاهای « کلیبی »، « سرریگان »، « جوزان » و « گروک» از مراکز تولید انواع چادرشب، لنگ و پارچه بودند؛ به طوری که در گذشته حدود سیصد کارگاهِ چادرشب بافی در این روستاها وجود داشت.

بافنده لُنگ های رنگی و پارچه های زینتی که اینک در سن ۶۵ سالگی به سرمی برد اما با حافظه خوبی که از روزگاران کهن این شهرستان دارد می گوید: پارچه‌هایی که در کارگاه‌های پارچه‌بافی گروگ و کلیبی و حنایی بافته می‌شد علاوه بر خرید و فروش در پنجشنبه بازار این شهرستان به هندوستان و پاکستان هم صادره می شد.

صنعت گران با وجود گرمی شدید هوا، تقریباً در تمام طول سال به تولید مشغول بودند و بافته های خود را برای فروش به پنج شنبه بازار برده و در معرض فروش قرار می دادند و مازاد آن را نیز به کشورهای عربی و حتی هند و پاکستان نیز صادر می شد.

دستگاه های بافندگی این روستاها همه در فضاهای باز قرار داشت، چادرشب در روستاهای میناب ۸ متر طول و ۵۰ سانتیمتر عرض دارد و طرح آن ها چهارخانه است و در بافت آن نخِ یک لا مورد استفاده قرار می گرفته است.

دستگاه ها و اجزای تشکیل دهنده ی کارگاه های سنتی تولید پوشاک قدیمی از این قرار بودند:

تونی:

چوبی است که در جلوی بافنده قرار می گیرد و قسمت بافته شده را به دور آن می پیچند.

گردونک تونی:

چوبی است که تونی را نگه می دارد یا مهار می کند تا مانع شل شدن چله شود.

گرتونی:

دو قطعه ی چوب در طرفین تونی است تا تونی روی آن قرار گیرد و جابجا نشود.

نایزخ یا ماکو:

دستگاهی است که « ماسوله » یا « نخ » درون آن قرار می گیرد و در عرض پارچه حرکت می کند.

دسته که از سه قسمت تشکیل شده است: ۱) دسته
که برای کوبیدن نخ های بافته شده به کار می رود؛

اوزار
که چوبی است از جنس نی و به صورت عمودی و با فاصله های میلی متری در کنار هم قرار گرفته و نخ تار از لابه لای آن عبور می کند؛ ۳) زیرنال
که چوبی است در قسمت پایین دسته و دسته و اوزار را نگه می دارد.

پشتکار:

چوبی که دو طرف پارچه ی بافته شده را از کناره ها نگه می دارد تا پارچه جمع نشود.

مَهر:

چوبی است که برای جدا کردن نخ ها به کار می رود.

گِرد:

دو قطعه چوب است برای بالا و پایین کردن نخ زیر و رو.

پشتیبان:

قطعه چوبی است که از پایین به وسیله ی بند به « گرد » که توضیح آن در بالا آمده است، وصل می شود و در امتداد عرض پارچه قرار دارد.

پاپی:

دو قطعه ی چوبی به اندازه ی کف پا برای زیر و رو کردن نخ ها توسط پا است.

درنگ:

قطعه چوبی بلند و عرضی که تمام دستگاه را نگه می دارد. خود سوروکی توسط دارِ سوروکی نگه داشته می شود.

سوروکی:

پایه ای است در دو طرف کار که سوروکی را نگه می دارد.

اشکارک:

برای فاصله گذاری نخ های زیر و رو به کار می رود.

هرک:

برای نگه داشتن نخ های زیر و رو از برخورد با زمین است.

دُم کار:
چوبی که انتهای نخ تار به آن وصل است.

راست میخ:

قطعه چوب بزرگی که به صورت عمودی در زمین فرو رفته و نخ های تار همگی به یک طناب وصل شده و این طناب به دور راست میخ پیچیده می شود تا از شل شدن نخ های تار جلوگیری کند.
ریز:
نام طنابی است که پشتکار را به راست میخ وصل می کند.

چپ بند:

مهاری برای ریز است.

دستبند:

برای نگه داشتن ریز و شل و سفت کردن نخ تار توسط چپ بند و ریز، به کار می رود.

دواره:

دستگاهی است که ماکو را به وسیله ی آن تهیه می کنند و از این قسمت ها تشکیل شده است: ماسوله، چرخ سنتی، ماکو، گوشه ی سنتی، زی چرخ، نخ چرخ و دسته ی چرخ

به گفته این صنعتگر مینابی قسمت های تشکیل دهنده ی دستگاه چادرشب بافی عبارتند از وردها، میل میلک ها، ماکو، ماسوره، شانه، متید، غلطک، پاکل، سرمتیل، گورواگور، گرد، کالاوز، چرخه، شه بیز، شاک، راه گاه، اوزار، چهار کپکاپ، چک ریک، پشتی پون، سروکی، تشتی و پدال.

وردها:

این وسیله قسمت اصلی و مهم دستگاه بافندگی را تشکیل می دهد. این وسیله در ایجاد دهنه ی کار و طرح سهم زیادی دارد و کارش طبقه بندی تارهاست.

میل میلک ها:

قطعه ی فلزی باریک و میله ای شکلی هستند که در وسط آن ها سوراخی تعبیه شده و به تعداد لازم و به صورت عمودی در داخل ورد قرار می گیرند..

ماسوره:

ماسوره قرقره ای کوچک است که نخ به دور آن پیچیده می شود..

ماکو:

وسیله ای است که ماسوره در آن جای دارد. این وسیله به صورت رفت و برگشت از میان دهان تارها حرکت می نماید و سبب می شود پود در داخل تار شود.

شانه:

وسیله ی چوبی دندانه دار است که نقش آن کنترل و یکنواخت کردن عرض پارچه و استحکام بخشیدن به درگیری های تار و پود است.

متید:

وسیله ای چوبی و گیره مانند است که دو سر آن سوزن هایی قرار دارد برای فرو رفتن در لبه ی پارچه و ثابت نگه داشتن عرض آن.

پدال:

نوعی رکاب چوبی است که با زنجیر یا ریسمان به ورد وصل می شود. بافنده با فشار پا ورد را به پایین و بالا می برد و دهنه ی کار را ایجاد می نماید.

غلتک:

غلتک نوعی پارچه پیچ استوانه ای است که در قسمت تحتانی دستگاه قرار دارد و پارچه ی بافته شده به دور آن می پیچد.

پاگل:

دو چوب بلند را شامل می شود که از بقیه ستون های دستگاه بلندتر و دسته ی زنبیل که در حقیقت چوب های زیرین کارگاه هستند، روی آن قرار می گیرد.

پاگرد:

دو عدود چوب دو شاخه است که بر روی زمین مستقر شده و تیین را بر روی آن سوار می کنند تا پارچه روی آن بپیچد.

سرمتیل:

دو قطعه ی پنجه ای شکل و گیره مانند که دو طرف عرض پارچه قرار می گیرد، طول آن معادل عرض پارچه است و مانع جمع شدن عرض پارچه می شود، سر دیگر آن به پشت کار وصل می شود که به لبه ی پارچه فرو رفته و عرض آن را ثابت نگه می دارد.

پشت کار:

چوبی است که سرمتیل به دو طرف آن وصل می شود و روی کار را نگه می دارد و در کل دو شاخه از درخت نخل است که با ریسمان به هم وصل می شوند.

گوراگور:

عمل پیچاندن پارچه ی بافته شده را انجام می دهد و پارچه را به دور متیل می پیچاند.

گرد:

چوبی است که عمل بالا و پایین کردن تارها و جداکردن آن ها را انجام می دهد. عمل گرد در این دستگاه مشابه گرد در دستگاه قالی بافی است.

کالاور:

ریسمان ها را جفت گیری می کند و بعد از آهار گرفتن آن ها به وسیله ی آرد گندم، مورد استفاده قرار می گیرد.

چرخه:

چرخه همان چرخ دستی است که نخ ها به دور آن پیچیده می شود و در اصل همان دوک است.

شاک:

چوب بلندی که نخِ موش شده روی آن قرار می گیرد و بعد از خشک کردن جدا می کنند تا نخ ها به هم نچسبد و بعد به دور قلم می پیچند و سپس بر روی راه گاه قرار می دهند.

شه بیز:

به همراه کالاوز برای جفت کردن نخ ها در مرحله ی اول بافت، مورد استفاده قرا رمی گیرد.

راه گاه:

چوبی است بلند که روی آن تعدادی میخ بلند می کوبند و روی هر میخ یک قلم نی بیست سانتیمتری قرار می دهند تا چرخش نخ به دور میخ ها به آسانی انجام شود. راه گاه به وسیله ی دو چوب که در دو طرف آن وصل است در زمین محکم می شود.

اوزار:

سازه ای است که از دو تکه چوب نخل و تعدادی نی باریک تشکیل می شود؛ نقش آن بیشتر کنترل کردن عرض پارچه و استحکام بخشیدن به درگیری های تار و پود است.

سروکی:

وسیله ای است که دو چوب به نام « داربلندا » روی سر آن قرار می گیرد و استقامت ایجاد می کند.

داربلندا:

دو چوب بلند است که در دو طرف دستگاه و بر سر سروکی قرار می گیرد.

تشی:

از چوب و فلز که ماسوله و قلم را با این ابزار و با استفاده از چرخه و یا دوک پر می کنند.

بنابر این گزارش؛ این صنعت از حدود پنجاه سال است قبل به فراموشی سپرده شده و نسل امروز هیچ آشنایی با این صنعت ندارد و نیازمند این است تا مسئولان در سال اقتصاد مقاومتی،تولید و اشتغال برای شکوفاسازی و احیاء دوباره این صنعت کهن در شهرستان میناب اقدام کنند.

موسی زاهدی

انتهای پیام/ز

لینک کوتاه:
http://www.minabjonoub.ir/?p=63924

1+
Avatar

MRMINABI

یک مینابی غربتی عاشق میناب و مینابی

نوشته مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *