شعری زیبا درباره روستاهای میناب

53 ۰

شعری زیبا درباره روستاهای میناب

میناب

 بروباران ای دو یار مهربان  

ای صفای باغ و گل از رویتان 

جمله اندر انتظار مهرتان          

بلبل و کبک و چنار و بوستان

دوریتان داده بس آزارمان     

خشکسالی ها نموده زارمان

رود میناب آنکه هرشام و سحر 

باغ و بوستان را نمودی پر ثمر

می نمودی آبیاری سر به سر 

دشت میناب عزیز پر گهر 

باغ های بهمنی گویی بهشت 

بازیاری آن ده مینو سرشت 

از دهوسطی تا گلشوار و « دهو»    

شهوار و مُغ بریمی تا کلو 

کردر و درباغ و دودو باصفا 

می نمودند مردمش شکر خدا

روستای با صفا گورزانگ بود 

مظهر لطف خدا گورزانگ بود

هم نصیرایی و تمبانو دگر 

باغگلان و تمب بساط و تمب گهر

دیگر آن بنذرک آن خاک عزیز 

هم دلالون و سُبهتی تا کمیز 

جملگی شاداب بود از آب تو 

آب شیرین و زلال و ناب تو 

 کودکان اشنو کنان در جوی ها 

در گُرَهگاهی بشستی روی ها 

ای همه عمران و آبادی زتو 

پاکی و لطف خدادادی زتو

تا تو بودی زنده ،شادی زنده بود 

خرمن و گنجشک و ماهی زنده بود 

اِشکَنِهری بود آوازش بلند 

تا به خرمن ناید از مرغان گزند

جوی تُمبِک پر زپیچ وتاب بود 

یک قلم پا ، چهَ بکنی آب بود

توی مشتا ، گونیون کُنگ حلو 

صف به صف بود از کلیبی تا چلو

کریان و راونگ بودی گلستان 

جای نیکو مردمان نکته دان 

تا که ناگه خشک سالی شد پدید 

رخت بست از جان ما نور امید

نخلهای پر ثمر خشکیده شد 

نخلداران را امل برچیده شد 

خرمن و ماهی گُل نابود شد 

چاه ها خشکید و شادی دور شد 

لیمو و انبا دگر ناورده بر 

خشک گشت و باغ شد زیرو زبر 

رود خشکید وزمین لب باز کرد 

مرد ماهی مرغ هم پرواز کرد

بارالها ای خدای چاره ساز 

چون تویی بیچارگان را چاره ساز 

بحر ما باران رحمت کن عطا 

ای عطا بخش کلام هل اتی

شعر از سیدحسن موسوی 

وبسایت جوان مینابی javaneminabi.ir

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *