حجاب جنوب

حجاب جنوب

نگاهي به برقع،پوشش زنان استان هرمزگان از سبز به قهوه اي نقاب يا پوشش صورت مخصوص زنان سواحل خليج فارس،بدون لباس مخصوص آنها معني نميدهد.برقع را معمولا با شال هاي رنگي يا چادرهاي بندري مي پوشند که پر از نقش و نگار و رنگ هستند. چشم ها و دست ها برقع؛پوششي دست دوز و ميراث معنوي مردمان سواحل خليج فارس که هنوز چهره زنان جنوب ايران را مي پوشاند قشم موزه مردم شناسي است؛همين حالا و در همين روزگاري که همه رسم ها و يادهاي سنتي و ماندگار ايران در حال تحول جدي است

 نگاهي به برقع،پوشش زنان استان هرمزگان

از سبز به قهوه اي
 نقاب يا پوشش صورت مخصوص زنان سواحل خليج فارس،بدون لباس مخصوص آنها معني نميدهد.برقع را معمولا با شال هاي رنگي يا چادرهاي بندري مي پوشند که پر از نقش و نگار و رنگ هستند.

حجاب جنوب

چشم ها و دست ها
 برقع؛پوششي دست دوز و ميراث معنوي مردمان سواحل خليج فارس که هنوز چهره زنان جنوب ايران را مي پوشاند
قشم موزه مردم شناسي است؛همين حالا و در همين روزگاري که همه رسم ها و يادهاي سنتي و ماندگار ايران در حال تحول جدي است.سفر به اين جزيره پهناور،يعني برخورد با تمدن کهني که هنوز هم بسياري از آداب و رسومش به جا مانده .درست است که شهر قشم در اين جزيره با ساختمان هاي تجاري و پاساژهاي مدرنش ديگر شباهتي با روزگاران گذشته خود ندارد اما همين جا هم هنوز ردپاي تاريخ مردمان جنوب به خوبي مشخص است.يکي از آنها نقاب مخصوصي است که زنان اين جزيره به صورت مي زنند؛نقابي در رنگ ها و انواع مختلف که معمولا از بالاي ابرو تا زير بيني را مي پوشاند و دريچه هايي براي ديدن جهان دارد.نقابي مخصوص زنان سواحل خليج فارس که آن را به عربي بُرقع(Borqe)به گويش محلي مناطق هرمزگان بُرکه (Borke)،در مناطقي از بندر لنگه بَتوُله(Batoole)و ميان مردمان مناطق شمال بندر لنگه و جنوب استان فارس(لارستان)تَبيله(Tabile)مي نامند.براي يافتن رمز و راز اين نقاب با قايق از بندر عباس به سمت جزيره قشم حرکت مي کنيم که موزه اي از انواع و اقسام آن را در خود جاي داده است.
از ناخداي جوان قايق که درباره برقع و آداب و رسومش مي پرسم،مي گويد چيزي نمي داند؛اين اولين قدم باري دستيابي به سنتي است که همين ناخداي جوان هر روز نه تنها در جزيره قشم ،که در بسياري از شهرهاي حاشيه خليج فارس با آن رو در رو است.پس از سفر دريايي 40دقيقه اي و رسيدن به قشم،به طرف درگهان مي رويم،شهري در 20کيلو متري شهرستان قشم که مي گويند از زمان هاي دور مرکز تجاري اين جزيره و مهمترين بندرگاه اين نواحي بوده است.با اينکه گرماي طاقت فرساي درگهان کلافه مان کرده،در گوشه و کنار شهر زناني را مي بينيم که با چادرهاي رنگين و برقع ها بر صورت اين طرف و آن طرف مي روند.قرار است به خانه يکي از معتمدين درگهان،حاج محمد دريانورد برويم تا از گذشته برقع برايمان تعريف کند.

حجاب جنوب

تحفه اي از يونان و هند
 «به بمبئي که مي رسيديم بايد مي رفتيم «سه بري».آنجا محله اي بود که کارگاه رنگرزي داشت و پارچه هاي برکه را رنگ مي کردند».حاج محمد پيرمردي است سفيد پوش که 75سال را پشت سر گذاشته.وقتي از سفر به هند برايمان مي گويد،تأکيد مي کند که با لنج بادباني،از گرماي تابستان يک سال تا گرماي سال ديگر در راه بوده اند.از آنجا که بيشتر مردان اين بندر دريانورد بوده اند،مايحتاج يک سال خانواده به حاصل مالي اين سفر هاي تجاري بستگي داشت؛واردات و صادرات خرما،ميوه،چوب و پارچه از اين کشور به آن کشور.اما در اين ميان پارچه برقع جايگاه ديگري داشته؛متاعي بوده از هند مخصوص زنان خليج فارس ؛پارچه اي که در ايران به پوشش منحصر به فردي تبديل مي شد براي صورت زنان جزيره.اينکه دقيقا برقع از چه زماني وارد ايران شده براي محققان روشن نيست اما چيزي که درباره آن اتفاق نظر وجود دارد اين است که در زمان هجوم پرتغالي ها و بعد از آن انگليسي ها به جنوب ايران،زنان خطه جنوب _بويژه خطه هرمزگان و جزاير آن_از اين پوشش در کنار حجاب خود حصاري ساخته بودند در مقابل مهاجران.اين دوره را بايد دوره اوج رواج اين پوشش دانست اما براي يافتن خاستگاه اوليه آن راه دور و درازي را بايد در تاريخ بپيماييم.آن طور که در کتاب دايره المعارف لاروس آمده اين پوشش در زنان باستان ديده شده است؛«بعضي از زنان يونان قديم از حجاب مخصوصي که رو به روي چشم ها دو سوراخ داشته است ،استفاده مي کرده اند.اين نوع پوشش به طرز بسيار جالبي بافته مي شده و ظاهري شفاف و درخشان داشته است.چنانچه هم اکنون برقع مورد استفاده زنان جنوب خليج فارس شفاف و درخشان و آغشته به نيل است ».عباس انجم روز_محقق و پژوهشگر _هم در کتاب «برقع پوشان خليج فارس و درياي عمان»منشا اصلي اين پوشش را يونان مي داند:«از يونان به اسپانيا و سپس به صحراي طوارق و بربر و کرانه هاي عربستان ،عمان و بالاخره به کرانه هاي شمالي خليج فارس انتقال يافته است.در طوارق و بربر برقع تنها جنبه حجاب و رويگيري نداشته بلکه استعمال آن بيشتر به خاطر حفظ چهره از بادهاي گرم موسمي و سپس جلوگيري از تابش آفتاب صحرا بوده است».انجم روز البته به زمان پيدايش برقع در ايران هم اشاره مي کند؛«در سفرهاي جنگي شاپور اول و شاپور دوم که اعراب را گوشمالي دادند و هر دو عده اي از اسراي عرب را به ايران آوردند و در نقاط پهناور خوزستان پراکنده کردند و اقامت دادند،برقع از آن زمان بوده.ولي هم اکنون مي بينيم که گروه هاي موجود استان خوزستان فاقد برقع هستند و اين خود مي رساند که برقع جزء عادات تمام مردم عرب دنيا نبوده است».هر چه بود و هر چه هست،حالا برقع يکي از مهمترين مشخصه هاي زنان جنوب ايران است؛پوششي که در هر روستا و شهري در سواحل خليج فارس نوع بخصوص خود را دارد و رسم و رسوم مخصوص به خود را.

حجاب جنوب

معناي نقاب
 پارچه هايي را که محمد از سفرهاي دريايي خود براي زنان به ارمغان مي آورد به دست خياطان برقع ساز مي سپرد تا از آنها باب طبع و رسم زنان هر منطقه ،برقع هاي مخصوص دوخته شود؛«در جزيزه ،هر کدام از روستا ها بر که خود را دارند.شايد بعضي جاها به هم شبيه باشند اما حتما تفاوت کمي دارند».آمنه،دختر حاج محمد اين را مي گويد.او برقع مخصوص زنان درگهان را نشانم ميدهد و توضيح مي دهد که اين برقع از بالا تا روي شقيقه را مي پوشاند و از پايين هم لب ها را پنهان مي کند.اندازه چشم ها هم در اين برقع به نسبت برقع روستاي لافت کوچک است.برقع لافتي ها به خاطر آنکه کمي کشيده تر است و تقريبا تا نزديکي گوش را مي پوشاند،باعث شده تا چشم ها بيشتر مشخص شود.اين طور که آمنه مي گويد،بين برقع هاي موجود در جزيره قشم تفاوت برقع زنان«رمکان»که روستايي در 28کيلومتري شهر قشم است،از بقيه بيشتر است.در اين نوع برقع علاوه بر چشم ها گونه هم کاملا مشخص است و برقع تنها ابرو ،لب و بيني را مي پوشاند.
برقع ها ي قشمي در عين تنوع از نظر ساختار کلي شبيه به هم هستند ؛فرمي ساده که غالبا هيچ گونه دوخت تزئيني اي روي آن به کار نمي رود و تنها در برش محل چشم ها،فواصل بين گونه ها،شکل ظاهري و محيطي آن با هم تفاوت دارند.مناطق با اهميت و روستاهاي بزرگ اين جزيره هر کدام از يک نوع برقع استفاده مي کنند و اهالي روستاهاي ديگر هم انواع ديگري براي خود دارند.رنگ تمامي اين برقع ها يکسان است و پارچه هاي برقع را با رنگ هاي براق به نام نيل برقع که يک نوع رنگ شيميايي است رنگ مي کنند.اين ماده رنگ مشکي متمايل به بنفش و تا حدودي سبز تيره به برقع مي دهد که به خاطر به کارگيري ماده نيل در پارچه تلالو خاصي دارد.استفاده از ماده نيل در برقع ها به حدي است که معمولا با لمس کردن آن اثر آبي رنگش روي دست ها باقي مي ماند.جالب است که اهالي جزيره قشم اين ماده را در رفع و بهبودي جوش هايي که در آستانه بلوغ و غرور جواني بر صورت دختران سبز مي شود مؤثر مي دانند همين هم باعث شده تا هنوز بعضي از دختران جوان اين خطه برقع به صورت بزنند.
تفاوت برقع ها تنها به جزيره قشم محدود نمي شود .در سراسر استان هرمزگان،هر منطقه اي برقع مخصوص به خود را دارد.اين تفاوت ميان برقع هاي جزاير خليج فارس با ديگر مناطق هرمزگان بيشتر به چشم مي آيد.برقع جزاير کوتاه و شامل نوارهاي نازکي است که روي ابروها و بيني را مي پوشاند و نوار نسبتا پهني که لب ها را از نظر پنهان مي دارد.در بعضي از گونه هاي برقع هاي قشمي،برش پارچه بالاي لب تشابه زيادي هم به سبيل مردان پيدا مي کند.در حالي که برقع هاي بندرعباس که به برقع بندري معروف هستند کاملا از نظر شکل و ظاهر متفاوتند.
برقع بندري را از پارچه اي به رنگ سياه مي سازند که البته نمونه هايي از نوع چرمي آن هم کاربرد دارد.برش آن از بالا داراي زاويه اي باز و 8مانند بوده و پايين آن به صورت منحني است.علاوه بر تعبيه دو سوراخ براي چشمها در قسمت وسط دو چشم،چوبي به عرض دو و طول ده سانتي متر قرار مي دهند که از درخت نحل گرفته مي شود و به پنگ مغ معروف است.البته در ديگر مناطق هرمزگان مثل ميناب و جاسک رنگ،فرم و دوخت هاي تزئيني به کار رفته روي برقع ها به گونه ديگري است و سنت مخصوص به خود را براي استفاده دارد.انتخاب رنگ برقع ها يکي از اين سنت هاست که استفاده کننده به وسيله آن جايگاه اجتماعي و طايفه اي خود را مشخص مي کند.

حجاب جنوب

رنگ ها و سنت ها
 رنگ برقع همسر همسر حاج محمد قهوه اي است.مي گويد:«اولش اين رنگي نبوده و نيلي بوده وقتي برکه اي را زياد بپوشي رنگ نيلي اش مي رود و قهوه اي مي شود.اين يعني اينکه بايد برکه جديد خريد».رنگ برقع براي مردمان جنوب فقط وسيله اي براي تزئين و زيبايي نيست.هر رنگي مفهوم ويژه اي داشته و سنت خاصي را از گذشته تا حال در خود دارد.بار معنايي اين رنگ ها را ميتوان تقريبا به طور يکسان و با تفاوت هاي کمي در سراسر سواحل خليج فارس ديد؛مثلا برقع مشکي کامل که جنسش از پارچه مشکي است مخصوص زن هاي ماتم زده است.زناني که شوهرانشان مرده باشند تا زماني که در لباس ماتم نشسته اند_يعني چهار ماه و ده روز_از اين برقع استفاده مي کنند.در اين ايام زن بايد تماما سياه پوش بوده و صورتش پوشيده از نگاه نامحرم باشد.البته بعضي از پيرزنان _به خصوص در منطقه بشاگرد_اين رنگ از برقع را هميشه به چهره مي زنند.برقع قرمز به برقع بلوچي معروف است و تا حدودي در بخش جنوب شرقي بلوچستان هم استفاده مي شود.شکل آن مستطيل کامل است و در نمونه هايي از تزئينات پولک،نوارخرس و گلابتون در کنار سوزن دوزي که غالب سطح برقع را مي پوشاند استفاده مي شود.اين رنگ برقع مخصوص زنان متاهل است که هم در خانه و هم در بيرون از آن استفاده مي کنند.نخ کامواي قرمزي پوشش سطح آن را تشکيل مي دهد که امروزه از چرخ در تهيه آن استفاده مي شود.براي تزئين آن هم از نخ گلابتون زرد رنگ غالبا روي بيني برقع استفاده مي کنند.
برقع زرشکي مخصوص دختران مجرد يا عقد کرده است و غالبا ساده و بدون تزئين.در بعضي مناطق هرمزگان دختران تا قبل از ازدواج براي پوشش کامل از ديد نامحرم اين برقع را به صورت مي زنند.دوخت روي آن تمام سطح برقع را مي پوشاند اما دور چشم آن به اندازه دو تا سه سانتي متر بدون کاموا و به رنگ سياه است.جالب است که اين رنگ تنها مورد استفاده دختران نيست و برقع زرشکي زنانه از آن استفاده مي کنند،سياه نيست و بيشتر در ايام عزاداري محرم و صفر استفاده مي شود.اين برقع بر خلاف نوع دخترانه اش تزئينات دارد و روي بيني اش را با نخ گلابتون زينت مي کنند.رنگ ديگري که در برقع ها مفهوم ويژه اي دارد ،نارنجي است که آن را بيشتر دختران به صورت مي زنند ،اما بانوان تازه عروس هم با تزئيناتي بيشتر تا مدت ها از آن استفاده مي کنند.البته نوع تزئينات بيشتر آن در ايام جشن عروسي عموميت بيشتري دارد.در اين برقع به کارگيري الياف طلا در تزئين آن و نصب پلاک طلا براي تازه عروسان متداول است و استفاده از نخ ابريشم هم در اين نوع کاربرد بسيار دارد.
درست است که انواع برقع ها و رنگ هاي متنوع آن در شناخت کسي که برقع به چشم زده کمک مي کند اما چيزي که هر تازه مواردي را مبهوت مي کند اين است که اهالي جنوب چگونه نزديکان خود را از پشت برقع مي شناسد.همسر حاج محمد جواب جالبي به اين سؤال مي دهد:«اينکه تعجب ندارد.در يک اتاق که 50بُرکه به صورت دارند هم مي توانيم همه خانواده و همسايه هايم را بشناسم.ما در شناخت چشم ها مهارت داريم».

حجاب جنوب

ساخت خياط
 «پارچه هاي هندي را يکراست مي داديم دست خياط تا برقع هايمان را برايمان درست کند».حاج محمد دريانورد مي گويد که درگهان پر از زنان خياطي بوده که برقع مي ساخته اند.سراغ اين زنان خياط را که از او مي گيرم،پيرمرد مي گويد:«آخرين نفرشان در درگهان ،همين چند سال پيش به رحمت خدا رفت».مي پرسم پس برقعي را که حالا زنان درگهان به صورت مي زنند چه کسي مي دوزد که همسر دريانورد پاسخ مي دهد:«همين نزديکي ها.روستاي گياه دان.يک خياط زن آنجا هست که هنوز هم بُرکه مي دوزند و ما هم آنجا مي رويم».از همسر حاج محمد مي خواهيم تا ديدن اين خياط را برايمان ميسر کند که متاسفانه پس از تماس تلفني متوجه مي شويم در حال حاضر در خانه نيست.پس مجبوريم براي ديدن کارگاه توليد به لافت برويم که مي گويند هنوز خياطان برقع دوز زيادي دارد.
با يکي از وانت هاي بي شمار درگهان که خاص جزاير هرمزگان است به سمت لافت در 60کيلومتري درگهان مي رويم و آنجا سراغ زني را مي گيريم که خياط معروف برقع است؛خانم فاطمه محمد.احمد پسر او،ما را به داخل منزل هدايت مي کند.مي گويد مادرم نزديک 50سال است که برکه مي دوزد.خيلي طول نمي کشد که او را مي بينيم.بي مقدمه نحوه ساخت برقع را از او مي پرسم و او هم با آرامش همه را توضيح مي دهد.پارچه مخصوص (شيله)بند برقع،چوب بمبوک،قيچي ،نخ و سوزن و يک تکه صابون تمام وسايل لازم براي ساخت برقع است.فاطمه محمد مي گويد در زمان قديم پارچه ها را مستقيما از هند مي آوردند.اما الان از هند به دوبي و بعد به درگهان مي آورند.پارچه هايي با رنگ سبز روشن در بسته بندي هاي 30تايي که اندازه آن به قاعده يک دفتر 40برگ کاهي است.همه اينها را گذاشته است در يک جعبه فلزي .در جعبه را باز مي کند پر است از چوب و کاغذ و نخ و سوزن.
مي گويد چون هوا خيلي گرم است و مي داند طاقت گرما نداريم،وسايلش را آورده زير باد کولر اما در روزهاي عادي کار ساخت برقع را در هواي آزاد انجام ميدهد؛چون رنگ (نيله)به سرعت در فضاي اتاق پخش مي شود و تمام وسايل و لباس ها را به خود آغشته مي کند.خياط ماهر يک پارچه را از بسته 30تايي بيرون مي کشد و ابتدا با قيچي ،جاي چشم ها را در پارچه در مي آورد.او مي گويد بدون هيچ متر و قالبي مي تواند ده ها جاي چشم را روي پارچه هاي متعدد ،هم اندازه در بياورد.سپس دور تا دور قسمت بريده شده را براي سهولت در دوخت صابون مي کشد.دور آن را با نخ مي دوزد و سپس با حرکات ريتميک دست ،تمام پارچه را به حالت چين چين در مي آورد.احمد_پسر او_از دنگ و فنگ ساخت برقع مي نالد که مادر از زير برقع نگاهي به او مي اندازد و مي گويد:«هر کاري سختي خود را دارد و بايد سختي بکشي تا کارت بهترين باشد».بعد دوباره کار خود را ادامه مي دهد.دور تا دور پارچه را دو رديف کوک مي زند و چوب بمبوک را که اندازه يک چوب بستني است،در حفره اي که روي بيني قرارداده جاي ميدهد.گويا ستون استحکام برقع همين يک تکه چوب است.در آخر هم يک جفت بند را به دو طرف برقع متصل مي کند.براي اينکه هنگام استفاده آن را پشت سر گره بزنند و از افتادن برقع از روي صورت جلوگيري شود.
ساخت بند برقع براي خودش کلي وقت گير است،بايد با وسايل خاصي به نام«جوغن زري»سيم هاي رنگي مخصوصي را به هم بافت.مادر احمد مي گويد خانواده هايي که وضع مالي خوبي دارند در محل اتصال بند به برقع از نوعي حلقه طلا استفاده مي کنند که به زيباتر شدن برقع کمک مي کند و گاهي هم قيمت آن به بيش از دو ميليون تومان مي رسد او مي گويد از اين برقع ها بيشتر در اعياد و مراسم عروسي استفاده مي شود.پس از پايان ساخت برقع که حدود نيم ساعت طول مي کشد ،خياط قسمتي از برقع را که روي صورت قرار مي گيرد ،چسب نواري مي زند تا هنگام استفاده صورت رنگي نشود و سپس آن را به من هديه مي کند.گويا هنگام عيد نوروز که مسافران زيادي از نقاط مختلف ايران با لافت سفر مي کنند استقبال زنان غريبه از برقع مخصوص زنان جزيره بسيار زياد است و خياط بسيار پرکار مي شود؛«مهمانان به برکه علاقه بيشتري دارند تا دختران خودمان».اين را فاطمه محمد مي گويد.

حجاب جنوب

رسم از ياد رفته
 «زماني هر جا که مي رفتي زن ها بُرکه بر صورت داشتند و خيلي ها بُرکه مي ساختند.حالا به جز من و چند زن همسايه کسي برکه نمي دوزد.دختران جوان هم نمي خواهند دستانشان رنگي شود و براي همين بُرکه نمي سازند»خانم فاطمه محمد اين را با حسرت نمي گويد چون معتقد است که زمانه عوض شده و بايد به خواست جوان ها تن داد.
واقعيت اين است که در بسياري از مناطق جنوب ايران،ديگر کارگاه هاي توليد برقع وجود ندارند اما اين موضوع دليلي براي از بين رفتن کامل آن هم نيست.هنوز هم در سواحل خليج فارس و به خصوص در روستا ها و شهرهاي جزيره قشم،کارگاه هاي خانگي توليد برقع وجود دارد؛کارگاه هايي که در آن زنان خياط جنوبي دور هم جمع مي شوند و با پارچه هاي رنگين ،برقع مي سازند.البته اين کار نسبت به قديم کمتر شده است.در دهه هاي گذشته در بيشتر شهرها و مناطق استان هرمزگان توليد برقع رواج فراواني داشت ولي امروزه سلايق و نوع پوشش مردم در بيشتر مناطق اين استان تغيير يافته و استفاده از اين پوشش بسيار کم و محدود شده.به همين دليل هم مراکز توليد آن کمتر شده است.زماني درگهان مهم ترين مرکز توليد برقع از نوع جزايري بود؛هر چند حالا با ورود ماشين هاي چرخ خياطي بيشتر روستاهاي قشم برقع مي سازند اما هنوز هم هيچ کدام آنها به اندازه گذشته توليد ندارند.اين موضوع را مي توان از ميان آمارها فهميد.
بررسي هاي انجام شده در سال 1388گوياي اين است که نزديک به 500کارگاه کوچک و بزرگ خانگي توليد برقع در جزيره قشم،منطقه ميناب تا جاسک وجود دارد که يک چهارم آنها کاملا دست دوز و بقيه به صورت چرخ دوز خستند.مقايسه اين آمار با آمارهاي گذشته نشان مي دهد که در يکي دو دهه اخير نزديک به 90درصد کارگاه هاي توليد برق تعطيل شده و يا توليد محصول خود را تغيير داده اند.واقعيت اين است که اگر به همين ترتيب پيش برويم،تا ده سال آينده از همين تعداد کارگاه هاي موجود هم خبري نخواهد بود.استفاده از برقع هر روز طرفداران کمتري پيدا مي کند و نسل جديد با پوشش امروزي،خود به خود به کارگيري اين وسيله را بي اعتبار کرده است.امروزه استفاده از پوشش هاي محلي مثل برقع ها در حال کاهش است و بيشتر در مراسم آييني خاص،جشن ها و عروسي ها از آن استفاده مي شود.البته برقع تنها لباس کامل بومي منطقه کاربرد و معنا دارد و در هرمزگان امروز درصد ناچيزي از زنان پوشش بومي بر چهره مي زنند.اين وسيله که حالا بيشتر در بين زنان سالخورده روستايي در مناطقي چون ميناب،جاسک،قشم و بندر عباس استفاده مي شود در بين زنان اهل سنت طرفداران بيشتري دارد.امروزه استفاده از برقع در ميان دختران نسل حاضر هرمزگان بيشتر جنبه تزئيني دارد اما آنچه به وضوح قابل مشاهده است کمرنگ شدن استفاده از برقع و به نوعي به تاريخ پيوستن اين نمونه از پوشش منطقه است که نزديک به سه قرن متمادي در فرهنگ اين منطقه حضور پر رنگي داشته و مي توان به صراحت يک دوره تاريخي را به نام آن اختصاص داد؛دوره اي که پيش بيني مي شود تا 20سال آينده اثري از آن باقي نماند.
منبع:همشهري ماه ،شماره ي 47

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا